سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

111

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

و آية لهم الليل نسلخ منه النّهار . زيرا مستعارمنه عبارتست از درآوردن پوست از مثل گوسفند و مستعارله بر طرف كردن نور است از جاى و مكان شب و اين هردو حسى هستند و قدر جامع بين آنها عبارتست از چيزى كه از ترتب امرى بر امر ديگر تعقّل و تصوّر مىشود و آن امرى است عقلى . شارح گويد : استعاره باعتبار امور سه‌گانه يعنى مستعارمنه و مستعارله و جامع بين ايندو شش قسم است : زيرا مستعارمنه و مستعارله يا هردو امر حسى بوده و يا عقلى ميباشند و يا مستعارمنه حسّى و مستعارله عقلى و يا بالعكس فرض ميشوند تا اينجا چهار قسم حاصل گرديد . و قدر جامع در سه قسم اخير فقط عقلى است نه غير آن‌چه آنكه قبلا در مبحث تشبيه وجه آن را بيان نموديم ولى قدر جامع در قسم اوّل يا حسّى است و يا عقلى و يا مختلف مىباشد در نتيجه اقسام شش‌تا مىشوند كه مصنّف به آنها اشاره كرده و مىگويد : زيرا طرفين استعاره ( مستعارمنه و مستعارله ) اگر حسّى باشند قدر جامع از سه حال خارج نيست : يا حسّى است و يا عقلى و يا مختلف مىباشند . مثال موردى كه حسّى باشد همچون فرموده حقتعالى : فاخرج لهم عجلا جسدا له خوار ( پس سامرى با آن زر و زيورها گوساله‌اى بساخت كه صدائى شگفت داشت ) . در اين آيه شريفه مستعارمنه گوساله بوده و مستعارله حيوانى